تبليغاتX
حرف های من و مامان

شیرین زبانی های قندک مامان

چهارشنبه چهارم آذر 1388
امروز کیارش اومد کنارم سرشو گذاشت روی پاهام و با لحن خیلی مهربانانه که خاص خودشه، و فقط خودش بلده اینجوری حرف بزنه ، و نمی دونم از کجا یاد گرفته قندک مامانش، گفت: مامان میشه بریم واسه خدا یه هدیه بخریم؟

من دهنم باز موند که این چه درخواست عجیبیه و دلیلش واسم خیلی جالب بود.

پرسیدم: کیارش واسه چی می خوای واسه خدا هدیه بخری؟

گفت: آخه خدا خیلی مهربونه، به من یه بابا و یه مامان داده. منم می خوام واسش هدیه بخرم.

یادم به سن چهار سالگی خودم افتاد که همچنان فقط به پاکت پفک فکر می کردم.


خدایا تشکر می کنم که این قندک رو برای آرامش من به من هدیه دادی.

خدایا خودت حفظش کن.


لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:0 توسط مامان |

تولدی شیرین

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
یه روز غم انگیز خدا یه عزیز رو از ما گرفت.

درست چهار ماه بعد توی همون بیمارستان و در یک روز زیبا یه عزیز رو به ما داد.

و اینک من عمه شدم.


مهرسا کوچولو قدمت مبارک

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:3 توسط مامان |

مهمان خدا

یکشنبه هفدهم آبان 1388
امروز بعد از چهار ماه که از رفتن مادرم می گذره

کیارش دلتنگش شده بود، البته پیش از این هم بارها سراغ مادرجونش رو از من می گرفت

ولی من می گفتم : مادر جون رفته مسافرت

امشب کیارش اومد کنارم گفت:

مامان، چرا مادر جون دیگه نمیاد به ما سر بزنه؟

دلم مچاله شد.

گفتم : آخه رفته پیش خدا

گفت: چرا؟

گفتم: واسه اینکه خدا خیلی دوستش داشت، اونو برد پیش خودش.

گفت: مگه خدا ما رو دوست نداره که نمی بردمون پیش خودش؟

گفتم خدا همه رو دوست داره و یه روز ما رو هم می بره پیش خودش.

گفت: مامان خدا واسمون آژانس می فرسته؟

و من دیگر هیچ نگفتم.

کیارش اشک رو در گوشه ی چشمام دید و به آغوش باباش پناه برد.

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:51 توسط مامان |

مادر

شنبه شانزدهم آبان 1388
مامانم این آهنگ رو خیلی دوست داشت

شاید می دونست یه روز دخترش ب شنیدن این آهنگ خیلی محتاج میشه.

مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرده
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:26 توسط مامان |

از روزی که رفتی

جمعه پانزدهم آبان 1388

کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

تو پی کدوم ستاره
پشت ابرا خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی
گریه رو بهونه کردی

من سوال ساده تو
تو جواب مشکل من
ردپای رفتن تو
روی صحرای دل من


کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

وقتی آسمون شبهام
زیر سایه چشات
وقتی حتی این ترانه
رنگ غربت صدات

نمی ذارم این دو راهی
سر راه ما بشینه
نمی ذارم این جدایی
رنگ فردا رو ببینه


کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

شب با فانوس اشکت
می برم به روشنایی
با تو میرسم دوباره
به طلوع آشنایی

می دونم هر جا که باشی
دل تو اهل همین جاست
واسـه من تو ایــنجــا
اول و آخر دنیاست *(2)

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:22 توسط مامان |

دلتنگی های من

سه شنبه دوازدهم آبان 1388

مامانم .عزیز من.   

    امروز بازم خیلی دلم برات تنگ شده بود

یه روز دیگه بدون تو صبح تا غروب پرپر زدم

  تو کوچه باغ خاطره با یاد تو قدم زدم

یادم اومد بازم نگات که مثل رویا بود و رفت

  مثل یه خواب مثل غزل پر از معما بودو رفت

میون اون نگاه تو یه غربتی نشست و رفت

  دل منم با غربتش پرپر شدو شکست ورفت

نمی دونم چطور بگم همه وجود من بودی

  حتی تو خواب تو بیداری تو لحظه لحظه هام بودی

کاشکی میشد فقط یه بار تو رو تو آغوش بگیرم

 بهت بگم دوست دارم به فکرتم تا اون روزی که بمیرم

 مامان من ای خوب من اگر بیای تو خواب من

  فقط بدون دوست ندارم تو اون چشات  غم ببینم

اون روز اگر بیاد منم تو قلبم ماتم میگیرم  

  دوست ندارم تو قلب تو غصه و ماتم بشینه

تو اون چشای مهربون دوری فرزند بشینه  

  نمیدونم چی بنویسم که وصف خوبیات باشه

 نازنینم. خیلی کمه واژه ای که لایق وصف تو باشه

  ولی از از اون ته دلم داد میزنم

مامان خوب و عزیزم فدای تو دوست دارم دوست دارم دوست دارم.

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:19 توسط مامان |

پسرم نازگلکم

شنبه چهارم مهر 1388
 

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:41 توسط مامان |

مادرم، نازنینم

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
 

مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز ببالین گرم تست

پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست
هرلحظه باخیال توجانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی تو روز

دائم حریم قدس تو احساس میکنم
احساس قدس آن دم انفاس میکنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه های تو میخفت غصه ها
میرفت چشم و گوش بدنبال قصه ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق میگریست

صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای تست
فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست
جنت نهاده زیر قدمهای مادر ست شهریار

و اما

آری از قسمت نمی باید گریخت

عین الطاف است ساقی هرچه (آنچه؟!) ریخت

چه خوش سعادتی داشت مادر عزیزتر از جانم در روز سه شنبه دعوت حق را لبیک گفت و در روز مبعث پیامبر به خاک سپرده شد و در روز ولادت امام حسین (ع) مراسم هفته اش برگزار شد.

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:16 توسط مامان |

سلام مامان

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
 

سلام مامان خوب و عزیز

پنجاه روزه که صداتو نشنیدم، بدجوری دلتنگتم. هنوز وقتی می خوام حرف بزنم می گم مامانم اینا. بعد یادم میافته که تودیگه نیستی. البته فقط توی خونه نیستی ولی توی دل و ذهن ما همیشه خواهی بود.

مامانی، خیلی دلم گرفته، حتی راحت نمی تونم گریه بکنم. کسی درکم نمی کنه. می گن باید آروم باشی.

آخه چه جوری، من سی سال مامان داشتم، رفیق داشتم، دوست داشتم. ولی یهو از دستش دادم. چه جوری آروم باشم.؟!

مامان اون شب که خوابتو دیدم رو یادته؟ مثل همیشه داشتی لبخند می زدی ولی نگران من بودی که اول مهر توی کدوم مدرسه میرم درس میدم.

مامانی، به خدا بگو به دختر کوچیکت آرامش بده. همه شاکی شدن که چرا اینقدر بی تابی می کنی. هیچکس به من حق نمیده. ولی به خیال خودشون دارن به من کمک می کنن.

مامانی ، مامانی عزیزم دلم خیلی تنگه برات. برا صدات، برا حرفای خوبت، برای آون آرامشی که همیشه به من میدادی. برای اون حرفای قشنگت که منو اروم میکرد.

مامانی از وقتی که رفتی خیلی سوالام بی جواب مونده. همش منتظرم که پنجشنبه بشه بیام سر خاک. آخه وقتی میام اونجا دلم آروم میگیره هر چند که خیلی تلخ.

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:13 توسط مامان |

برای نازنین مادرم که بسیار دلتنگشم

جمعه سیزدهم شهریور 1388
 

به شبی که بی تو تنها
خــلوتـی شبــانه دارم
هــمه ی ستـار ه ها را
مـن بیـاد ت میشـمـارم


مـانده ایـن دو دیـده ی من
 
هــمره ستــــاره بیــدار

 
با دلــی به غــم نشـستـه
 
 
هـمچنان ز غـصه بیـمار

نـرود ز خـاطر مـــن
یــادگار عشــق دیـریـن
نشـود مــرا فــرامـوش
آن گــذشته های شیرین

آسـمان پــر ستـاره
چـون بــوّد هـمیشه دائر
نـرود کـلام یـــارم
بـدمی مـرا ز خاطر !


گفتـه او : کـه هـرستـــاره
مظهری ز مـهربانی سـت
مــظهر عــشق مــنو تـــو
که هـمیشه جاودانی سـت
 
 
گفتـه : هـر کجا که بـاشم
بـا تــواُم یـــگانه یــاور
بــه ستـاره ها تـو بنـگر
و مـرا بخــاطــر آور
 
 

هـر ستـاره یادگاریـسـت
یـــادگــاری از مــحبت
کـهــکشان آســـمان را
ضرب کن به بی نهایـت
 

 
هـر چه ضـرب آن درآمـد
می پـرستـمت بـدان حّــد
اگـر این ستــاره ها را
بتـــوان شــمار ه ای زد
گفتــــه او بـه مهـربانــی:
تـــوئی تــا ابــد عزیــزم
خـواهم ایــن ستاره ها را
کــه بپــای تــو بــریــزم
...
 
آه ای ستـــاره ی شـــب
سخنش بــمانده در گـوش
نشــود کــلام یـــارم
بـدمـی مـرا فـرامــوش

و تــو ای یــگانه یـــاور
گـرچه عشـق ما فنـا شـد
لیکن این ستـاره ی شـب
خــود بـجان مـن بلا شد

دیــدنش بــهر زمـانـی
دل عــــاشقم بســوزد
که چرا بـرگ عـشقم
او بدون غـم فــروزد

مـنو تــو اگــر جــدائیــــم
آســـمان همیشه باقیـست
گـرچه خـلوت مــنو تــو
به ا بـد هـمیشه خـالیـست


نــیستـی که تا ببیــنی
بی نهایتی دگر نیسـت
ضـرب صد ستاره چون شد
از مـحبتی خبــر نیــست

نیــستی کــه تا ببینــی
بی تو شب چه سوت و کور اسـت
گـرچــه قـــلب آسمـــانی
از ستـاره غرقِ ِ نــور اســـت
 

نیســتی کــه تــا ببینــــی
 
 
بــی تو خــلوت شبــانــه
شــده آتشــی بــــجانــم
کـه زدل کـــشد زبـــانـه


معنــی ابــد چــو جــستم
قــلب نـامــراد ویــران
گـفته بهـر مـا ابــد بـود
 
لحظه ی غـمین هجران
 


بـی تو امــشب از ستــاره
دل آســـمان درخـــــشـد
و نــگه ز اشـــکهایـــم
بـــرخـم ستــاره بــخــشد
 


آسمان هـمیشه باقیـــست
قـلب مــن فقـط فنـا شـد
آسـمان بـه نـزد کوکــب
دل مـن ز تــو جـدا شــد !
 
 


 

لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:4 توسط مامان |

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات