تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic حرف های من و مامان

بابای عزیزم دوستت دارم و روزت مبارک

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387

 

پدر بودن نه یک واژه بلکه هزار واژه پر از معناست.

پدر بودن نه یک احساس بلکه هزار احساس غیر قابل وصف است.

پدر بودن یعنی هزار لحظه،یعنی هزار یاد،هزار بود،هزار نگاه ،هزار هزار اشک،لبخند .

فکر میکنم همه روزها باید به نام تو باشه

فقط میتونم بگم دوست دارم ، یک دوست دارم صادقانه مثل تمام محبت   های خودت …

 

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:43 توسط مامان |

مادر شدن؛ زيباترين تجربه زندگى

چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
 

مادر شدن؛ زيباترين تجربه زندگى

011037.jpg

هركسى كه حتى براى يكبار تجربه مادر شدن را پشت سر گذاشته، مى گويد مادر بودن آسان نيست. اين تجربه، در حقيقت بزرگترين چالش زندگى يك زن محسوب شده و براى كنار آمدن با آن بايد راه و روشن صحيح مادر بودن را آموخت.
در اين جا نكاتى ارائه مى شود كه به كار بردن آنها تأثير فراوانى در حفظ شادابى مادران، به رغم مسئوليت هاى خطير آنها خواهد داشت.
بياموزيد از دو كلمه «لطفاً» و «متشكرم» بيشتر استفاده كنيد
هر مادرى بايد بپذيرد كه گاهى به كمك احتياج داشته و به تنهايى نمى تواند از عهده همه مسئوليت هايى كه به عهده اش است، بر آيد. زندگى پر مشغله كنونى به اندازه اى پيچيده است كه همه تا حدودى در آن به كمك نياز دارند و قطعاً يك مادر جوان نيز مستثنى نيست. يك زن بايد بپذيرد كه تقاضاى كمك از مادر، همسر و يك دوست نشانه ضعف يا نالايق بودن نيست. بسيار حياتى است كه گاهى موارد انرژى جسمى حفظ شود زيرا يك مادر در هر موقعيتى به انرژى نياز دارد.
راهكار
اگر شاغل هستيد و امكان استخدام يك پرستار را داريد، اين كار را انجام دهيد در غير اين صورت از همسر خود تقاضاى كمك كرده و برخى مسئوليت هاى كودكتان را با او تقسيم كنيد.
براى خريد و برخى فعاليت هاى روزمره نيز از سرويس هاى رايگان تحويل در منزل فروشگاه ها و سفارش تلفنى استفاده كنيد.
نبايد فراموش كرد كار بيش از اندازه و بازيابى نكردن انرژى حياتى در مادران، ممكن است به افسردگى حاد در آنان منجر شود.
در خصوص تجربه شخصى تان از زايمان با يك فرد مورد اعتماد درد دل كنيد
يك زن پس از پشت سر گذاشتن دوران «زايمان» نياز به تقسيم و درميان گذاشتن احساسات و تجربيات شخصى با سايرين دارد. چه اين تجربيات شيرين باشند و چه تلخ، صحبت در مورد آنها به فرد اين امكان را مى دهد كه احساس بهترى در مورد خود و تجربه زايمان پيدا كند.
متأسفانه در فرهنگ ما رسم اين است كه كسى علاقه اى به دانستن دردها و مشكلات مربوط به اين دوران را ندارد و همه مى خواهند بلافاصله با نوزاد روبه رو شوند اما مى توان برخى احساسات را با دوستان نزديك در ميان گذاشت و ضمن منتقل كردن تجربيات مفيد، احساس بهترى نيز پيدا كرد.
راهكار
از بيان آنچه پشت سر گذاشته ايد، نترسيد. شما تجربه بسيار مهمى داشته ايد و اين كه بخواهيد در مورد آن صحبت كنيد يك امر كاملاً طبيعى است.
صبور باشيد
پس از تولد كودك، دنياى يك زن كاملاً عوض شده و حتى زمان نيز براى او به كندى مى گذرد. هيچ چيز به سرعت سابق پيش نمى رود و همين امر باعث از كوره در رفتن، خسته شدن و بى انگيزگى تعدادى از مادران مى شود اما متأسفانه هيچ كس به يك دختر جوان كه به تازگى نيز مادر شده نمى آموزد كه بايد «صبور بود».
زمان، حلال همه مشكلات است و بسيارى از سختى هايى كه او امروز با آنها روبه روست، در يك روز ايجاد نشده اند كه به همين زودى از بين بروند، حتى براى برخى زنان پيدا كردن احساس عشق به نوزاد تازه متولد شده نيز زمانى خاص مى طلبد. پس آموختن حقيقى واژه «صبر» براى كسى كه مادر شده يا در آستانه مادر شدن است الزامى است.
يك راهكار
فراموش نكنيد اين كه همه چيز براى تان عادى شود، اين كه حقيقتاً از اعماق قلب خود نسبت به كودكتان احساس عشق كنيد و اين كه از مادر بودن لذت ببريد، مستلزم گذشت زمان است. پس با عجله، به خود سخت نگيريد.
از موقعيت فعلى خود لذت ببريد
مادرشدن، براى بسيارى از زنان به معناى ترك موقت و يا حتى دائم شغل شان است و پذيرش اين مسئله، آنقدرها هم آسان نيست.
كنار آمدن اين كه استقلال مالى فرد براى مدتى از بين مى رود، براى بسيارى از زنان دشوار بوده و موجب احساس بى كفايتى، ناكارآمدى، وابستگى و حتى افسردگى مى شود اما بسيارى از اين نكته غافلند كه مادرشدن، به معناى استقرار دائمى در منزل و جداشدن از اجتماع نيست. در واقع احساس رضايت يك زن از موقعيت فعلى اش، بستگى به ميزان پذيرش او از واقعيت و زيستن در زمان حال دارد. با كمى صبر، برنامه ريزى و بررسى موقعيت هاى جديد، هر زنى مى توان به اين اميدوار باشد كه در كنار «مادرى كارآمد بودن»، مى تواند يك فرد مفيد براى اجتماع باشد.
راهكار
شش ماه اول پس از زايمان، زمان مناسبى براى قضاوت در مورد كل اتفاقات آينده شما نيست. دنيايى از فرصت ها و موقعيت ها پيش روى شما در آينده قرار خواهد گرفت. پس هرگز عجله نكنيد. در ضمن فرصت هاى شغلى كار در منزل نيز امروز بسيار رايج است، پس آنها را از دست ندهيد.
و كلام آخر:
مادر بودن يك موهبت است؛ سپاسگزار اين موهبت باشيد.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:59 توسط مامان |

روز مادر روز ارزشهای هر انسان

دوشنبه سوم تیر 1387

هر جا میرم دور و برم یا روبرو . پشت سرم
صدای پاشو میشنوم
صدای پاشو میشنوم
صدای پای مادرم
صدای پای مادرم
هنوز مواظب منه . فکر نوازش منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
دعای خیر مادرم . همیشه حافظ منه
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
اون وقتا که بابا نبود . کسی به فکر ما نبود
تو آسمون خونمون . چیزی به جز ابرا نبود
فقط یه آغوش تو بود . برای گریه های من
خستگی رو دوش تو بود . هر شب و روز برای من
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
ای مادرم . ای مادرم . قدر خدا دوستت دارم
هر جا میرم تو با منی . گریه نکن پشت سرم
مادر خوب و نازنین . تنگ دلم . بیا ببین
دلواپس حال توام . ای بهترین روی زمین
در حسرت دیدارتم . حتی برای یک نفس
ای مادرم با یاد تو . من زنده ام در این قفس
من زنده ام در این قفس...

مامانی دوستت دارم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:37 توسط مامان |

وبلاگ ما یکساله شد!

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387
 

 

با عشق چیست شروع کردم ، دستم بوی گل گرفت ، گناه آدم مرا به زمین فرستاد

داستان کوهنورد به من آموخت تا به خداوند در هر حالی ایمان داسته باشم و او را باور کنم

در خلوت زندگی، تحمل دلتنگی هایی که مدام به پنجره دل ما تلنگر می

زنند، آسان نیست...

خاطرات شیرین روی ریل ذهن ما به سرعت ثانیه ها می گذرند و ما دلتنگ آن

چیزهایی می شویم که روزی لحظه های دلپذیری می آفریدند....

یکی در این گذر، دلش برای آدمهایی تنگ می شود که در بخشی از

خاطراتش جا خوش کرده اند. دیگری دلتنگ آواهایی است که از دور حواسش

را مینوازند.

آن یکی وقتی در آینه می نگرد، دلش برای شب از دست رفته گیسوانش

تنگ می شود و برای همه آن روزها، ماهها و سالهایی که به تدریج شفافیت

هایش را به آنها سپرده است.

من اما لا به لای این حال و هوایی که ماندن و نفس کشیدن را معنا می کند

گاه دلم برای رفتن تنگ می شود.امروز دلتنگ خاطراتی شده ام که پشت

سر جا مانده اند و بی تاب آرزوهایی که از روبرو می گریزند....

شاید آخر دنیا آخر آرزوها باشد و همه آرزوها رنگ تحقق بگیرند و شاید تا

همین چند ثانیه دیگر آخر دنیا شود.

و رویای فرشته شدن همه آدمها که همیشه ذهنم را قلقلک می دهد تحقق

یابد... آدمهایی که الان هم روی زمین خاکی کنار ما هستند و ما آنقدر از

حقیقت آنها فاصله داریم و آنقدر زمینی شده ایم

که گاه یادمان می رود لازم نیست همه فرشته ها بال داشته باشند.

بیراهه راههایی که رفته ایم را به گذشته بسپار و گذشته را به باد

راه زندگی برای هیچکس رو به گذشته نبوده است

زندگی رو به فرداست که ادامه دارد، نه دیروز...

یک سالگیت مبارک

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:59 توسط مامان |

دلم می خواست قصه بگم . . .

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
امروز دلم می خواست برایت یک قصه می گفتم. یک قصه ، که باتمام قصه هایی که تا به امروز برایت گفته بودم فرق داشت. می خواستم برایت قصه چهاردهم شهریور را بگویم. همه اش را که نه ... هر آنقدریش را که می فهمی... حتی اگر هیچ چیزش را نمی فهمیدی ، برایت قدری از قصه اش را می گفتم ... می خواستم هر سال که یک کمی بیشتر می فهمی ، یک کمی بیشتر از قصه اش را بگویم

نمی دانم تا چند سالگی دوام می آوری و پای قصه ام می نشینی... ولی من به امید گفتن خاطره تک تک لحظاتش برایت می مانم... گفتن از کسی که رد پای گامهایش بر دلم، قدمتی همیشگی دارد
 
نازنینم ، مه جبینم ، گل پسرم
نه من می تونم بگم چقدر دوستت دارم. نه تو می تونی بفهمی

نه من می تونم هیجانی که تومن برای خریدن همه شکلات های مغازه ها برای تو موج می زنه رو توصیف کنم ، نه تو می تونی بفهمی


نه من می تونم بگم به چه غایتی خدای مهربون رو برای داشتنت شکر می کنم ، نه تو می تونی بفهمی

نه من می تونم بگم به قاعده چند هزار تا آسمون دوستت دارم ، نه تو می تونی بفهمی

فقط بدون یه چیزایی هست که من نمی تونم بگم و تو نمی تونی بفهمی. فقط بدون دوستت دارم. فقط دوستم داشته باش

یه مدتیه وقتی بهت میگیم شعر بگو درباره فلان چیز، شروع می کنی یه چیزی با آهنگ در مورد موضوع مورد نظر خوندن. بعضی وقتا این چیزا خیلی طبیعی ان و بیشتر شبیه توصیف ان ولی گاهی خیلی به تخیل نزدیک ترن تا توصیف واقعی. و جالب اینجاست که درباره هر چی بهت میگیم شعر بگو ، کم نمیاری و یه چیزی میگی.
آخرین شعر تو این بود که برای بابا فرزام گفتی:
همه ی دنیا برای من قشنگه
 
و من نمی دونم دنیای تو چقدره و کاش قشنگی دنیا برای تو همیشگی باشه.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:28 توسط مامان |

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
 

نامه های بچه ها به خدا

 

Dear god,

I learned in school that you can make butterflies out of caterpillars.

I think that’s cool.

What can you do for my sister? She is ugly.

Please do not tell my parents I wrote you.

 

Your buddy

Greg[age11]

 

خدای عزیز،

 

توی مدرسه  یاد گرفتم که تو می توانی از کرم ابریشم پروانه بسازی.

به نظر من این کار تو محشر است.

برای خواهرم چه کار می توانی بکنی؟ او زشت است.

لطفا به پدر و مادر نگو که من این را برایت نوشتم.

 

رفیق تو

گرگ {11 ساله}

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:51 توسط مامان |

نوروز

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
 

نوروز که قرنهای درازاست  بر همه جشنهای جهان فخر می فروشد ، از آن رو " هست " که یک قرارداد اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست ،  جشن جهان است و روز شادمانی زمین ، آسمان و آفتاب و جوشش شکفتن ها . شور زادن ها  وسرشار ازهیجان هر " آغاز " .

نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقفها ، درهای بسته ، فضاهای خفه ، لای دیوار های بلند ونزدیک شهرها وخانه ها ، بدامن آزاد وبیکرانه طبیعت می کشاند : گرم از بهار ، روشن از آفتاب ، لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن ، زیبا از هنرمندی باد وباران ، آراسته با شکوفه ، جوانه سبزه ومعطر از :" بوی باران ، بوی پونه ، بوی خاک ، شاخه های باران خورده ، پاک ..."

نوروز – این پیری که غبار قرنهای بسیار برچهره اش نشسته است – در طول تاریخ کهن خویش ، روزگاری در کنار مغان ، اوراد پرستان را خطاب به خویش می شنیده است ؛ پس از آن ، در کنار آتشکده های زردشتی ، سرود مقدس موبدان وزمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانیده اند ؛ از آن پس ، با آیات قران وزبان الله از او تجلیل می کرده اند  واکنون ، علاوه بر آن ، با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی ، او را جان می بخشند و در همه ی این چهره های گوناگونش ، این پیر روزگار آلود ، که در همه ی قرنها و با همه نسلها وهمه اجداد ما زیسته است وبا همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را ، همه وقت ، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمت انجام داده است و آن ، زدودن رنگ پژمردگی واندوه ازسیمای این ملت نومید و مجروح است ودرآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز باروح شاد وجانبخش طبیعت و عظیم تر از همه ، پیوند دادن نسلهای متوالی این قوم ، که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته وهمواره تیغ جلادان و غارتگران وسازندگان کله منارها  ، بند بندش را از می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دلهای خویشاوندی که دیوار عبوس وبیگانه دوران ها در میانه شان حائل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است.

 کیارش:

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:50 توسط مامان |

تولدت مبارک

دوشنبه بیستم اسفند 1386
  

صادقانه به لحظه ها دل بستم تا روزی طعم شیرین با تو بودن را احساس کنم

فرزام جان همسر عزیز و فداکارم و بابای خوب و مهربان کیارش

تولدت مبارک

برایت بهترینها را آرزو می کنیم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:57 توسط مامان |

در انتظار بهار

چهارشنبه یکم اسفند 1386
 

 

 

زمستون ، تن عریون باغچه  چون بیابون

درختا ،‌افقهای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو كه عاشق نبودی

چه سخته مرگ  گل برای گلدون

گل وگلدون چه شبها ، نشستند بی بهانه

 

واسه هم قصه گفتند عاشقانه

چه تلخه! چه تلخه!  

 

باید تنها بمونه قلب گلدون

 مثل من كه بی تو  ، نشستم زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

 

بهاره ،‌  زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

 

كه باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

 

گلهای كاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزهای جدایی

 

چه سخته!  چه سخته ! بشینم پیش تو با چشمهای گریون

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:9 توسط مامان |

اولین لبخند کودک

یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
 

مي گويند لبخند كودك بزرگترين پاداش براي زحمات مادر است .  زيبايي تبسم كودك در اين است كه به كوچكترين  كاري كه برايش مي كنيد پاداش مي دهد و روزتان را سرشار از نشاط و شادماني مي سازد. تبسم ، بخشي از تلاش هاي كودك است كه بلافاصله بعد تولد آغاز مي شود .

كودكان جسماً توانايي تبسم كردن را دارند ، ولي نخستين لبخندشان انعكاسي است . نوزاد شما نمي داندكه حالات چهره اش مي تواند تأثير چشمگيري در شما و ديگران داشته باشد .

در واقع لبخند جزيي از مجموعه رفتاري همچون شير خوردن يا سكسكه كردن است. زماني كه او بيدار است ، بي آن كه حواس خود را بر روي  چيزي متمركز كند ، مي خندد و حتي در خواب هم دست به اين كار مي زند . شايد نخستين تبسم هاي كودكان نشانه هاي شادماني يا شناسايي نباشد ولي موقعي كه لبخند آنان را با تبسم  پاسخ مي دهيد به كاري مبادرت مي ورزيد كه  نه تنها طبيعي ، بلكه مهم است . لبخندهاي نخستين كودك محبت و دلبستگي پديد مي آورد . او نمي خواهد خنده اش مايه سرگرمي باشد بلكه كنش متقابلي را بين خود و پدر و مادرش پديد مي آورد كه از همان آغاز فرح افزاست .

بيشتر كودكان در يك  تا دو ماهگي شروع به لبخند زدن مي كنند. هر چند كودك از  لحظه تولد تبسم مي كند،   اما در اولين لبخند شادي بخش و هدفمندش ، شما متوجه اين تفاوت مي شويد . كودك پس از يك ماهگي صورت شما را مي شناسد . ممكن است اين شناخت را هميشه با لبخند نشان ندهد . ولي در چهارماهگي ، لبخندش نمايانگر بازشناسي واقعي است . او ترجيح مي دهد كه به رخ شما بنگرد و علت لبخند زدنش به شما اين است كه در مي يابد  چهره روبه رويش به چيزي مي ماند كه قبلاً ديده است . دوران لبخند ، همانند تمام فرآيندهاي رشد ، در ميان نوزادان  متفاوت است. در ضمن كودكان از حيث سهولت و شمار تبسم ها با هم فرق دارند و اين مسئله نمايشگر  تفاوت هاي ذاتي آنهاست. اگر چه ممكن است قادر به تغيير خلق وخوي كودكتان نباشيد ولي يك مورد قطعي  است و آن اين كه وقتي او لبخند مي زند شما هم به او تبسم مي كنيد .

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:14 توسط مامان |